تبليغاتX
دستان سخاوت مندخدا
دستان سخاوت مندخدا
جمعه هفتم تیر 1387
چرا تو را صدا نزنم ...  

                                          

  چرا تو را صدا نزنم

 

 

مي دانم كه هر وقت و هر جا مي توانتم صدايت بزنم

 

وحرف هايم را با تو در ميان بگذارم .مي دانم كه با هر زباني

 

با تو حرف بزنيم تو مي شنوي و پاسخ ميدهي و با هر واژه اي كه به تو فكر كنيم و

 

 از تو كمك بخواهيم ‍« تو ازآن با خبري  و از كنارمان نميگذري  با اين همه

 

ميخواهم ببينم دوستان نزديكت چه طور صدايت ميكنند و چه طور با تو حرف

ميزنند .

 

فكر ميكنم سراغ كسي برم كه به عبادت و دعا و مناجات مشهور است . يكي  از

 

 مناجات هاي امام سجاد (ع) را پيدا ميكنم و با زبان خودم تكرارش ميكنم . انگار

 

 براي  خودم ترجمه اش ميكنم. ساده اش ميكنم تا احساس كنم كه من هم دارم

 

همراه امام سجاد(ع) با تو حرف ميزنم .

 

خدايا! صدايت ميزنم كسي را صدا ميزنم كه هر وقت از او چيزي بخواهند دريغ

 

ندارند وهر كس به او اميدوار باشد  نااميد نمي كند و هر كس كه به سويش برود

 

 اورا پيش خود ميبرد و به خود نزديكش ميكند .

 

كه هر وقت كسي آشكارا از دستورت سر پيچي كند گناه و زشتي اش را مي

 

پوشاني تا ديگران نبينند و آبرويش نرود و چون كسي كه بر تو تكيه كند تو او را

 

مي پذيري  وبرا ي تمام زندگي تكيه گاهش ميشوي .

 

 

خدايا!كي كسي پيش  توآمده تا مهمانت شود وتو او را پذيرايي نكردي ؟ يا چه

 

كسي به در خانه ات آمده تا از توكمك بگيرد وتو او را دست خالي رانده اي؟

 

چگونه ممكن است بر سينه ي من دست رد بزني و مرا نا اميد از در خا نه ات براني

 

خدايا!جز تو پروردگاري نميشناسنم كه به بخشش و احسان  مشهور باشد .پس 

 

 چرا تو را صدا نزنم كه همه ي خوبي ها نزد توست ؟چه طور به كسي دل ببندم

 

كه تو آفريدگار من و جهاني   هستي كه در آنم ؟

            

«منبع .1 مناجات چهارم از مناجات خمس عشر (مناجات هاي پانزده گانه ي امام    

                              چهارم  (حضرت امام زين العابدين (ع))»

 

مي گن وقتي مي خواي از خدا چيزي بخواي اول صلوات بر آل محمد بفرستي  و بد

 

  خواستتوبگي پس بلند بگو