چرا تو را صدا نزنم
مي دانم كه هر وقت و هر جا مي توانتم صدايت بزنم
وحرف هايم را با تو در ميان بگذارم .مي دانم كه با هر زباني
با تو حرف بزنيم تو مي شنوي و پاسخ ميدهي و با هر واژه اي كه به تو فكر كنيم و
از تو كمك بخواهيم « تو ازآن با خبري و از كنارمان نميگذري با اين همه
ميخواهم ببينم دوستان نزديكت چه طور صدايت ميكنند و چه طور با تو حرف
ميزنند .
فكر ميكنم سراغ كسي برم كه به عبادت و دعا و مناجات مشهور است . يكي از
مناجات هاي امام سجاد (ع) را پيدا ميكنم و با زبان خودم تكرارش ميكنم . انگار
براي خودم ترجمه اش ميكنم. ساده اش ميكنم تا احساس كنم كه من هم دارم
همراه امام سجاد(ع) با تو حرف ميزنم .
خدايا! صدايت ميزنم كسي را صدا ميزنم كه هر وقت از او چيزي بخواهند دريغ
ندارند وهر كس به او اميدوار باشد نااميد نمي كند و هر كس كه به سويش برود
اورا پيش خود ميبرد و به خود نزديكش ميكند .
كه هر وقت كسي آشكارا از دستورت سر پيچي كند گناه و زشتي اش را مي
پوشاني تا ديگران نبينند و آبرويش نرود و چون كسي كه بر تو تكيه كند تو او را
مي پذيري وبرا ي تمام زندگي تكيه گاهش ميشوي .
خدايا!كي كسي پيش توآمده تا مهمانت شود وتو او را پذيرايي نكردي ؟ يا چه
كسي به در خانه ات آمده تا از توكمك بگيرد وتو او را دست خالي رانده اي؟
چگونه ممكن است بر سينه ي من دست رد بزني و مرا نا اميد از در خا نه ات براني
خدايا!جز تو پروردگاري نميشناسنم كه به بخشش و احسان مشهور باشد .پس
چرا تو را صدا نزنم كه همه ي خوبي ها نزد توست ؟چه طور به كسي دل ببندم
كه تو آفريدگار من و جهاني هستي كه در آنم ؟
«منبع .1 مناجات چهارم از مناجات خمس عشر (مناجات هاي پانزده گانه ي امام
چهارم (حضرت امام زين العابدين (ع))»
مي گن وقتي مي خواي از خدا چيزي بخواي اول صلوات بر آل محمد بفرستي و بد
خواستتوبگي پس بلند بگو
